خدایا! اکنون احساس می کنم که در دریایی از درد غوطه می خورم در دنیایی از غم و حسرت غرق شده ام به حدی که اگر آسمانها و زمین را به من ارزانی داری بسهولت رد کنم و همه آتش را علیه من آتش کنی و آسمانی از عذاب بر سرم بریزی وزیر کوههای غم و درد مرا شکنجه کنی حتی آخ نگویم کوچکترین گله ای نکنم کمترین ناراحتی به خود راه ندهم فقط به شرط انکه ذکر خود را ویاد خود را و زیبایی خود را از من نگیری و مرا در همه حال به دست بلا بسپاری به شرط آنکه بدانم این بلا از محبوب به من رسیده است تا احساس لذت کنم و همه دردها وشکنجه ها را به جان ودل بخرم و اثبات می کنم که عزت و لذت دنیا برای من یکسان است لذت و درد دنیا مرا تکان نمی دهد و شکست وپیروزی مادی در من تاثیری ندارد
گوشه ای از دست نوشته های دکتر چمران -یادش گرامی
+
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:11  توسط مهدی
|